وَإِذَ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ

و هنگامي را كه گروهي از آنها (به گروه ديگر) گفتند چرا جمعي (گنهكار) را اندرز مي‏دهيد كه سرانجام خداوند آنها را هلاك خواهد كرد و يا به عذاب شديدي گرفتار خواهد ساخت (آنها را به حال خود واگذاريد تا نابود شوند) گفتند: (اين اندرزها) براي اعتذار (و رفع مسئوليت) در پيشگاه پروردگار شماست، به علاوه شايد آنها (بپذيرند و از گناه بازايستند و) تقوي پيشه كنند.

فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ

اما هنگامي كه تذكراتي را كه به آنها داده شده بود فراموش ‍ كردند، نهي‏كنندگان از بدي را رهائي بخشيديم و آنها را كه ستم كردند به عذاب شديدي بخاطر نافرماني‏شان گرفتار ساختيم.

سوره اعراف- آیات ۱۶۵ و ۱۶۶ به ترجمه ی آیت الله مکارم شیرازی

پ.ن.:اولین بار تلنگر آیه ی اول از این دو آیه را در یک نامه یا نوشته ی یکی از حضرات اپوزیسیون خارج نشین خوردم.امروز هم به لطف گوگل،چند حدیث در باب امر به معروف و نهی از منکر و رها کردن آن از سوی به اصطلاح متدینین و... را در اقصی نقاط وب پیدا کردم.اولش قصد داشتم که آنها را هم منتشر کنم اما به دلائلی منصرف شدم و گفتم که ان شاء الله درجائی دیگر.امر به معروف و نهی از منکر،برای من شاخص دل چسب بودن مسلمانی آدم هاست.آن چه بیش از همه در مسلمانی کسی از من دلبری می کند پایبندی او به این اصل است.راستش،از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان،از آدم هائی که فکر می کنند مسلمانی شان فردی است و فکر می کنند آنچه در اطرافشان می گذرد مهم نیست و تازه برای خودشان فلسفه بافی می کنند و مسلمانی را در محیط های فلان و بهمان ارزشمندتر می دانند بدم می آید.ازآدم هایی که چه در عمل و چه از راه زبان نصیحت و اعتراض نمی کنند و حتی سکوتشان را گاه قدسی جلوه می دهند بدم می آید.البته با ذکر این نکته که شاید خود من هم گاهی مصداق این"بدم می آید"ها قرار بگیرم.

احادیثی که گفتم،هم جالب و هم با رگ و ریشه بودند و می شد آنها را د رمنابع اسم و رسم دار شیعی ،با ذکر مکان،پیدا کرد اما همان طور که گفتم گذاشتم شان در گوشه ای تا فرصتی دیگر.اما به مناسبت این دو آیه،مطلبی را از حجت الاسلام و المسلمین آقا تهرانی نقل می کنم که هم فال است- شامل حدیثی نبوی است- و هم تماشا- تلنگر وتوضیحی مختصر دارد-.برای من که خودم در خیلی جاها در زمینه ی عمل به آنچه می دانم لنگ می زنم دعا کنید:

از پيامبر گرامي اسلام (صلوات الله عليه و آله)  است كه خداوندمتعال  دشمن مي دارد مؤمن ضعيفي را كه دين نداشته باشد. راوي از حضرت مي پرسد كه مؤمن ضعيفي كه دين ندارد كيست؟ پيامبر (صلي الله عليه و آله) در پاسخ مي‌فرمايد: آن كس كه نهي از منكر نمي كند. متن روايت اين چنين است: «اِنَّ اللهَ لَيُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعيفَ الَّذي لَا دِينَ لَهُ. فَقيلَ: وَ مَا الْمُؤْمِنُ الضَّغيفُ الَّذي لَا دِينَ لَهُ؟ قالَ: الَّذِي لَا يَنْهَي عَنِ الْمُنْكَرِ.»  تعبير «مؤمني كه دين ندارد» عجيب به نظر مي رسد. چگونه ممكن است كسي در عين حال كه مؤمن است دين نداشته باشد؟! حساب معصيتي كه در خفا و به صورت پنهاني انجام مي شود جدا است؛ اما اگر كسي مشاهده كند گناهي علناً در كوچه و بازار و خيابان انجام مي گيرد و با اين حال كاري به آن نداشته باشد و بي تفاوت از كنار آن عبور كند، معناي اين امر رضايت و موافقت نسبت به انجام آن گناه است.