به نظرم پیش از این در اینجا از علاقه ام به تاریخ سخن
گفته ام. از این که یک بار، و پیش از دو باری که در آزمون ورودی کارشناسی ارشد
اقتصاد شرکت کنم و پا به عرصه ی اقتصاد بگذارم، تاریخ را امتحان کرده ام و در آنجا
مجاز شدم برای انتخاب رشته و ... خلاصه آن که همواره علاقه به تاریخ در من بوده
است؛ به طوری که در اقتصاد هم این علاقه را حفظ کرده ام. بسیار به تاریخ شاخه های
مختلف اقتصاد علاقه مندم. مقاله درسی ام برای اقتصاد توسعه را در مورد لذت گرائی
در اقتصاد نوشته ام که توفیقی اجباری برای شناخت پشت پرده ی!! اقتصاد خردی شد که
چند واحدی از آن را گذرانده ام .مقاله ای که به یمن آن کلی چالش های روش شناسانه در
اقتصاد، حداقل طی 150 سال اخیر، را به واسطه ی آن مرور کردم. در اقتصاد کلان هم
مقاله ی دکتر شاکری در مورد شکل گیری نظریات اقتصاد کلان و فصل مکاتب کتابشان
کلی به من دید تاریخی در این زمینه داد. در اقتصاد سنجی هم،اگر چه فرصت خواندنشان
مهیا نشده است، چند کتاب الکترونیک در تاریخ اقتصادسنجی را به دست آورده ام و
مشتاق دانستن تاریخ این شاخه از اقتصاد نیز بوده و هستم. و در نهایت این که دوست
دارم روزی بهترین استاد تاریخ عقاید اقتصادی این مملکت شوم!
چند روز قبل و به بهانه ای، گذرم به بخش مجلات وبگاه
انسانی دات آی آر افتاد. از میان مجلات اقتصادی
و شاید به علت علاقه ای که به واسطه ی پایان نامه ی کارشناسی ارشدم به موضوع
مالیات دارم، به مجله ی مالیات سر زدم؛ سر زدنی که خیلی جالب بود. از این مجله
تنها 2 شماره(شماره های 4 و 7) در بایگانی وبگاه
وجود داشت و آنها هم مربوط به سال 1338 بودند. برایم این مسئله خیلی جالب بود و به عنوان نمونه یک مقاله را با
عنوان "مالیات ها در ایران چه مشکلی بوجود آورده" را دریافت کردم. البته
خود مقاله، نظر یک روزنامه(روزنامه جهان، شماره 643،هفتم دی ماه 1338) را به صورت
خلاصه منعکس می کرد که بیانگر نکات جالبی بود.
مقاله برخی معضلات موجود در مالیات ستانی را
توضیح می دهد و جالبی اش به آن است که برخی از این مشکلات کماکان وجود دارد.البته
با یادآوری این تفاوت که در سال 1338 و ضمن مسبوق به سابقه بودن مالیات ستانی در
ایران، هنوز قانون مدون و مصوب آن چنانی برای مالیات وجود نداشت و چنین اتفاقی
نخستین بار با تصویب قانون مالیات های مستقیم در سال 1345 صورت گرفت. با آن که تا به امروز،
سازمان امور مالیاتی عریض و طویل تر و قانون مالیات ها هم یکی دو بار قانون به طور جدی اصلاح شده است
و... اما مشکلات مالیاتی کماکان باقی است. این مشکل که " اگر یک روز تلگرافچی ترقی
نرخ زیره حاج سید صادق صداقت را از کرمان دیرتر بیاورد فریاد آقای تاجرباشی بلند
میشود که چرا پست و تلگراف به وظیفه اش عمل نمی کند؟" و یا این که "اگر
یکسال آقا پسر تاجرباشی در کلاس پنجم متوسطه یا دانشگاه(رد) شود آقا تاجر باشی
بسازمان ملل شکایت می کند که معلم و استاد در امر تعلیم و تربیت نور دیده اش
کوتاهی کرده اند آنوقت دلش راضی نمی شود صد یک سرمایه اش را مالیات بخرانه دولت بپردازد که در نتیجه حقوق
آن تلگرافچی و آن پلیس و ان معلم و استاد بموقع پرداخت شود که «نها هم بوظیفه شان
آشنا شوند!" کماکان باقی است.
در حالی که امروز هم حقوق کارمندان دولت مثل پدر
و مادر معلم بازنشسته ی من کاملاً در یافت می شود و صاحبان مشاغل و خدمات با
درآمدهای بالاتر از گزند!!مالیات ستانی مصون تر هستند، آقای نویسنده این گونه
فریاد به آسمان بلند می کند که " بفرض دولت آمد و بر خودنویس بیست و پنج
قرانی من مالیات بست.کجای درد مملکت دوا میشود و کل مالیات که از این بابت از حقیر
و سایر همکاران بگیرند مگر چقدر می شود." آن زمان که هنوز از رونق نفتی و
دولت نفتی و رانتی خبری در دست نبوده است،جناب نویسنده نهیب می زنند که :
"دولت نمی تواند مدام اسکناس چاپ کند و سکه بزند و پول خدمه شما را بدهد.اگر
چنین کند سر دو سال شکم مملکت ورم میکند!" و به طنز ماجرا هم اشاره می کند که
" برای شندرغاز مالیات صد نفر مامور اجرا و مامور ابلاغ و پاسبان و ژاندارم
باید آنقدر به در حجره شما بیایند و بروند که هر کدام سه جفت کفش آهنی پاره
کنند.تازه آنوقت مالیاتی که می پردازند حقوق همین عده در مدتی است که آمده اند و
دست بسته ایستاده اند و تقاضای مالیات از شماها را کرده اند".
خلاصه بهانه ای شد که دلم دوباره بکشد به سمت تاریخ(اقتصاد)... .در این راستا از
یکی از هم سوئیتی های سابق که تازگی از تز دکترایش در پژوهش هنر دفاع کرده است و
سندخوانی کار و بارش است از سندهای قدیمی پرسیدم. می گفت که سندهای جالبی از بودجه
و دخل و خرج دولت ها وجود دارند که البته خواندن و کارکردن روی آنها تخصصی است و
تلاش زیادی می طلبد اما کار جالبی است.اما حیف که احتمالاً نه وقتش است،نه در آن پولی برای یک آدم متاهل است و نه در دانشگاه
جدیدمان کسی که بشود در این زمینه با او کار کرد وجود ندارد.دانشگاهی که برای چنین
کاری یک فرشاد مومنی کم دارد.