پا می گذاری روی دلت...
دلت لک زده برای گوگل بازی و پلاسیده شدن،اما توی "دو دو تا چهار تا"هایت می گوئی نه و پا می گذاری روی دلت...
دلت می خواهد پا پیش بگذاری وبروی و- با رعایت ظوابط و شرایط- به طرف بگویی که می خوامت اما توی "دو دو تا چهار تا"هایت می گوئی نه و پا می گذاری روی دلت...
دلت می خواهد متانت و ادب را کنار بگذاری و در جواب خزعبلات و ترهات کسی هرچه فحش بلدی را ردیف کنی ،اما توی "دو دو تا چهار تا"هایت می گوئی نه و پا می گذاری روی دلت...
دلت می خواهد به پاس تمام بی حرمتی ها و بی ادبی های کسی آبرو و احترام برایش نگذاری و دانسته هایت را بریزی بیرون ،اما توی "دو دو تا چهار تا"هایت می گوئی نه و پا می گذاری روی دلت...
و هی پا می گذاری روی دلت و هی پا می گذاری روی دلت و هی پا می گذاری روی دلت و..
واین چنین حرف ها و نگفته ها و کارهائی هستند که به دلیلی،
یا از سر حسابگری،
یا از ترس وهراس از آبروریزی
یا -برای آدم خوب ها- از سر دیانت و تقوا
و یا به هر دلیلی دیگر گفته نمی شوند و صورت نمی گیرند اما به دلائلی دیگر تر نمی میرند و فراموش نمی شوند بلکه زیر پوستت گسترده و عمیق می شوند،توده و لخته می شوند و مایه ی درد و رنج و دردسر می شوند.
