گزارش یک جنایت
نمی دانم تا الآنی که این مطلب را می خوانید این خبر را شنیده اید که :
روز گذشته گروهی از شیعیان که به مناسبت نیمه شعبان در منزل یکی از شیعیان در روستای ابومسلم در الجیزه مصر گردهم آمده بودند، توسط تعدادی از سلفی های تندرو هدف حمله قرار گرفته و در جریان ضرب و شتم این شیعیان چهار نفر از آنها از جمله شیخ «حسن شحاته» از رهبران شیعه[که البته پیش از آن از علمای حنفی مذهب الازهر بود و بعدها به تشیع گرویده بود] کشته شدند و مهاجمان اسباب و اثاثیه منزل را تخریب و خانه را به آتش کشیدند. [به نقل از تابناک]
خبرگزاری فرانسه به نقل از یکی از شاهدان قتل وی را چنین توصیف کرده است:
هنگامی که اهالی روستا فهمیدند که شحاته در روستاست از میزبان خواستند تا او را تحویل آنها دهد اما با واکنش منفی وی مواجه شدند و به منزل یورش بردند.وی افزود: اهالی روستا با چکش های بزرگ بخشی از دیوار منزل را تخریب کردند و شیعیان را یکی پس از دیگری خارج کردند و اقدام به زدن آنها کردند که به دلیل آنکه کارگاه وی مقابل محل حادثه بود آن را به طور کامل مشاهده کرد.ساح المصری که یک مبلساز است به فرانس پرس گفت: تلاش کردم تا آنها را نجات دهم اما اهالی روستا مصمم به کشتن آنها بودند. آنها را تا ورودی روستا بر زمین کشیدند و کشتند. واقعا لحظات وحشتناکی بود.شاهدان عینی به خبرنگار فرانس پرس گفتندک صدها تن از اهالی هنگام کشیدن شیعیان بر روی زمین شعارهای الله اکبر و شیعیان کافرند سر می دادند.[به نقل از قدس آنلاین]
حقیقتاً غمگین شدم بابت رنج و ظلمی که قرون متمادی بر شیعیان رفته است.من منکر لعن ها و اهانت هایی که در این سالیان به مقدسات اهل سنت از سوی برخی شیعیان تندرو و جاهل شده ،هرچند بین اهل سنت و این جماعت سلفی و تکفیری تفاوت است، نمی شوم اما بعید می دانم این آزار و اذیت ها هیچ گاه به حلال شدن ناموس و کشتن و سر بریدن و جنایاتی از این دست برسد که در اقصی نقاط جهان اسلام بر علیه شیعیان رخ داده و می دهد و خواهد داد.
یک پی نوشت شاید بی ربط :امروز که این خبر را شنیدم،دیدن عکس مولوی عبدالحمید بر صفحه ی اول روزنامه بهار کلاً روی اعصابم بود.